یاران همدل سلام!
هفته آینده همزمان با حضور تنی چند از شاعران و ادیبان ایران اسلامی به دهلی از جمله استاد محمد علی بهمنی و عبدالجبار کاکایی و سید ابوالقاسم حسینی(ژرفا) و ... و برپایی سمینار ادبیات معاصر ایران در دانشگاه دهلی کتاب "بیدل به انتخاب بیدل" نیز رونمایی می شود.
از این کتاب دو غزل را انتخاب کرده ایم که به منظور آشنایی عزیزان با انتخاب بیدل و اختلاف نسخه با نسخه کابل آن را تقدیم تان می کنیم:
طرب۱ اظهارم و با وصل توام کاری هست
عرض آغوش ندارم، دل افگاری هست
آتش حُسن که در دير خيال افتادهست
شمع هم سوختة قشقة۲ زنّاری هست
يارب از پرتو ديدار نگردد محروم
محفل حيرت ما آينه مقداری هست
جای پرواز ز خود رفته فغانی داريم
بال اگر نيست، ندامت زده منقاری هست
دهر، وهم است، سر هوش، سلامت باشد
عکس کم نيست گر از آينه آثاری هست
عمر در ضبط نفَس، صيد رسايي دارد
تا توانی به گره گير اگر تاری هست
کو دلی کز هوس آرايش دوکانش نيست
در صفاخانة هر آينه بازاری هست
خلقی آفت کش نيرنگ خيال است اين جا
هيچ کس نيست خَر، امّا همه را باری هست
همچو آن نغمه که از تار، برون میآيد
اگر از خويش روی جادة بسياری هست
از کمر بستن آن شوخ يقين شد بيدل!
کاين گره دادن او را به ميان تاری هست
۱- نسخه ک: ادب
۲- قشقه: نشانی که هندوان از زعفران یا صندل بر پیشانی می گذارند.
*****
ياس مجنون آخر از پيچ و خم سودا گذشت
با شکستی ساخت دل، کز طرّة ليلا گذشت
بزم هستی قابل برهم زدن چيزی نداشت
آنکه نگذشت۱ از علايق، پُر به استغنا گذشت
محو دل شو تا توانی رستن از آشوب۲ دهر
موج بی وصل گهر نتواند از دريا گذشت
بر غنا زد احتياج از خسّت ابنای دهر
تنگدستی در عزيزان ماند، ليک از ما گذشت
عافيت از بس که۳ بود آن سوی پرواز امل
کرد استقبال امروزی که از فردا گذشت
بینشانی در نشان پر میزند، هشيار باش
گر همه عنقا شوی، نتوانی از دنيا گذشت
آبله مخموری واماندگی هايم نخواست
زين بيابان لغزشم آخر قدح پيما گذشت
حيف بر منصور ما تسليم، راهی وا نکرد
از غرور وهم بايست اندکی بالا گذشت
گر ز دنيا بگذری افسون۴ عقبی، حايلی ست
تا ز خود نگذشتهای می بايدت صد جا گذشت
داغ، هرگز زير دست شعلة تصوير نيست
بس که وا مانديم نقش پای ما از ما گذشت
بستهای احرام صد عقبی امل، امّا چه سود
فرصت نگذشتهات پيش از گذشتن ها گذشت
بيدل! از رنگم شکست شيشهای خنديده است
کز غبارش ناله نتواند به سعی پا گذشت
۱ - نسخه ک: بگذشت
۲- همان: آفات
۳- همان: عافیتها بسکه
۴- همان: تشویق