تبليغاتX
عشق علیه السلام -

در خبرها خواندم که عزیزی این روزها در برزخی به نام کماست. برایش دعا کنیم و بدانیم که عزیزی از بزرگ ترین شاعران امروز ماست. او در روزگار قحطی حتّی طرز و شیوه ، سبکی خاص خود دارد. آرزو دارم حالش خوب شود و این شعر را که به او تقدیم کرده ام برایش بخوانم .

 

باز یک درد  ناگزیر، باز یک نام آشنا

کوه از هوش رفته است، ماه افتاده در کُما

 

مرگ قیصر چه تلخ بود و عزیزی که با خداست ...

زیر این کوه درد باز ما رضاییم و او رضا

 

روزها می روند و من فکر یاران رفته ام

فکر شب های بی کسی، فکر تکرار روزها

 

آن شبی که می آمدم  گریه می کرد پشت خط

- جان احمد نرو به هند، جان  آقا علی رضا...

 

بعد بغضش شکست و من فکر کردم به سرنوشت

بعد ما دورتر شدیم،  تو کجایی و من کجا...

 

شیخ محمود بی پناه، زندگی سخت تر شده ست

 آه، شطّاح ناگزیر... آه، عین القضات ما...

غروب پنجشنبه 23 اسفند – دهلی نو

            

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 18:54  توسط علی رضا قزوه  | 

 
!-- Begin WebGozar.com Counter code --> >