تبليغاتX
عشق علیه السلام

 

                 ليلايي

 

غزلی تازه تقدیم می کنم با حال و هوای شیمیایی های جنگ تحمیلی و خانواده صبورشان.

 

امشب ليلاي من كو؟ امشب بي عقل و هوشم

ليلا! ليلا! كجايي؟ مجنون! مجنون ! به گوشم!

 

ليلا يادت مي آيد يك شب پرسيدي از من

از درد از زخم از اشكم ، گفتم نمي فروشم !

 

ليلا جسمم شكسته ست با خود اما كشاندم

البرزي را به دستم ، الوندي را به دوشم

 

ليلا ليلا كجايي ؟امشب در من چه غوغاست

طوفان طوفان هياهو ، دريا دريا خروشم

 

ليلا ليلا كجايي ؟ تا دستم را بگيري

چون كوهي آتش افشان ، داغم اما خموشم

 

ليلا ليلا كجايي؟ مجنون بر خاک افتاد!

مجنون مجنون كجايي ؟ ليلا ليلا به گوشم !

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 15:53  توسط علی رضا قزوه  | 

 

گريه ي قانا

 

تموم بچه هامون زير آوار

وفا مرده ، صفا مرده ، حيا كو؟

شكستن حلقه ي زنجير ما رو

عمو زنجيرباف ! زنجير ما كو؟

 

بجز دستت همه پل ها شکسته

عمو زنجيرباف ! دستاتو وا كن

مي گن وقت دعا وقت غروبه

تو هم با ما بيا امشب دعا كن

 

چرا دشمن به فكر بچه ها نيس

عمو زنجيرباف ! دشمن يه گرگه

مامان مي گه كه حق با مايه ليلا

بابا مي گه خداي ما بزرگه

 

نخود كشمش كمه ، آتيش فراوون

بابا رفته نخود كشمش بياره

درختا تشنه ، گل ها تشنه ، پس كي

عمو زنجيرباف ! بارون مي باره؟

 

درخت بيد مجنونو صدا كن

بگو ليلا دلش بارونيه باز

صداي گريه ي قانا رو گوش كن

ببين چشماي بارون خونيه باز

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 11:19  توسط علی رضا قزوه  | 

عدالت  تعطيل است ، تا اطلاع ثانوي

 

علي رضا قزوه

 

نه ، ديگر ساعت ديپلماسي كار نمي كند

و سازمان ملل سوخته ست

مثل يك باتري قلمي!

حتي من فكر مي كنم

كه از اهالي كوفه ست

اين كوفي عنان

و فكر مي كنم كه يزيد

كسي بوده شبيه پادشاه فلان ...

بولتون يك ناقص الخلقه ست

از تركيب بول

با نطفه شپش!

در آزمايشگاه سياست

و رايس

شعبده بازي ست

ديروز برج هاي دوقلو زاييد

بروج مشيده

بروج شيادي!

دنيا ميدان شعبده نيست

كه اين چنين بساط تان را پهن كرده ايد

در ساحل مديترانه

بازيگران سيرك سياست

آقاي ساس و خانم رايس

خانم ايدز و آقاي توني بلر

دو جنسي جنون گاوي و بوش

بساط تان را جمع كنيد از بيروت و صور و قانا

دروازه سيرك را باز كردند

تمساح و گاو و گاوچران

سوار وزغ شدند و

به صحنه آمدند

زمين اگر بر شاخ گاو نگردد هم

اين سازمان ملل حتما

بر شاخ گاو بنا شده ست!

نگاه كن!

در عروسك بچه ها

جاسوس پنهان شده ست

در توپ هاي بازي بچه ها جاسوس

و در درختي

كه بچه ها تاب بسته اند در قانا

جاسوس

تمام شان دنبال كودكي نصرالله اند

تمام نيل،

تمام مديترانه

 پر از صندوق هاي حادثه است

و چشم مردم دنيا

 به موج هاي مديترانه است

ميدان شعبده بازي گسترده اند

نگاه كن!

از عقال حاكمان عرب

جاسوس و عروسكي زشت بيرون آمد

عروسك زشت

شليك مي كند به بچه هاي قانا

دو حاكم عرب در نفسش مي دمند و

صحنه پر از جاسوس مي شود

دو حاكم كه از پا نفس مي كشند و

با عقال شان فكر مي كنند

تمام شعبده بازان در صحنه اند

شوراي امنيت

بادمجان مي كارد در قانا

هلو مي چيند از چوب خشك هلوكاست

عروسك زشت

دو حاكم را

بدل به دو بوزينه كرده است

عروسك زشت

در زهدانش بمب اتم پنهان است

و موشك ليزري

هواپيماهاي جنگنده را شير مي دهد

نگاه كن!

عدالت  تعطيل است ، تا اطلاع ثانوي!

 

عقرب شده ست سازمان ملل

و بچه هاي قانا را عقرب زده ست

افتاده اند در صحنه و تكان نمي خورند

حالا عروسك زشت

عقال حاكمان عرب را

بر سر گذاشته است و مي خندند ،

عقرب هاي سازمان ملل.

و نعش بچه هاي قانا را

مي زنند به گوساله هاي مرده

و عنقريب خواهد مرد

گوساله بزرگ تل آويو!

قانا يا هولوكاست؟

فرشته يا غول؟

سواران ذوالجناح

يا دزدان درياي كارائيب؟!

بازي تمام خواهد شد

در طوفان اذا وقعت الواقعه ...

 موسي ،

ميدان شعبده بازان را جارو خواهد كرد

و " قدس ،

پايتخت آسمان و زمين خواهد شد!*"

 

 

* اين سخن شاعرانه از سيد حسن نصرالله  است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 15:46  توسط علی رضا قزوه  | 

 
!-- Begin WebGozar.com Counter code --> >